جزو فیشهای لغتنامه، فیشی با عنوان "بخورونمیر" موجود است که مرحوم دهخدا ذیل آن نوشتهاند:
"نانوبخورونمیری که مجلسهای قبل برای تا آخر عمر من و بازماندگان من تعیین کرده بودند حالا به گناه آنکه من گفتهام آنکه در دو جمعیت بینالمللی حقانیت ما را در امر نفت به اثبات رسانید یعنی دکتر محمد مصدق در خور حبس و تبعید نیست بریدند، عیب ندارد از گرسنگی من تاج افتخار دیگریست که به من داده میشود."
- دهخدای شاعر، ولیالله درودیان
باران همهچیز را خواهد شست
آسمانش که تو باشی و
سرزمینی که من باشم
خشک و لبریز
خاک و خاشاک عشق تو بر سنگهایش
و بارانی که میبارد ...
باران همه چیز را خواهد شست
درست مثل یاد من از ذهن تو
مثل این گرد و غباری که دم عید
سر و روی خانهی ما
از حضور غمافزونی آن پاک میشود
و مثل اینکه ما ...
عددی نیستیم، باور کن!
در سرزمینی که نان آن آزادهای را
که نان و آزادی را
معنی کرد و معنی داد
از دستهای پیر و خستهاش تکاندند
در سرزمینی که ما یادمان رفت
ذیل فیش «بخور و نمیر» نوشتهاند:
آزادی از نان بهتر است؛
یاد و فراموشی من و تو یکسان است
که باران این آسمان
همه چیز را خواهد شست
و دل این سرزمین خشک
از او دلگیر نخواهد بود.
- علی فتحاللهی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر