نماشوم 514 را از اینجا بشنوید یا از اینجا دانلود کنید. در این برنامه در مورد درگذشت جک لِیتون، رهبر حزب نیودموکرات کانادا، سفر ناصر مسعودی به کانادا، اوضاع لیبی در آستانه گذار به دورانی نو، سومین سالگرد درگشت تورج نگهبان و نگاهی به زندگی وی، وضعیت هند و اعتصاب غذا علیه فساد اداری، آلبوم محاق از هوشنگ کامکار و اینکه گرمترین نقطهی زمین کجاست؟ صحبت شد.
۱۳۹۰ شهریور ۳, پنجشنبه
۱۳۹۰ مرداد ۲۷, پنجشنبه
۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه
زمان تنبیه می کند
نویسنده وکارگردان: سید علی معتضدی
کاری از گروه تئاتر ده-یک
صدا پیشگان:
علیرضا طاهری.....لویجی ساستی
محمدرضا محمودپور.....مرد مراکشی
سید علی معتضدی.......راوی
موسیقی: مریم معتضدی
صدابردار: سید محمد کمال معتضدی
"...موقعیتها دزد می سازند از انسان...اما همانها هم تنبیه می کنند انسان را..."
این ایده است که ازنظر نویسنده از پس وپیش هم آمدن اتفاقهای زندگی را توجیه می کند.
نمایش با خراب شدن یک ساعت در شهر فلورانس شروع می شود، اتفاقی ناخواسته که مانند آن درزندگی همه ی ما می افتد اتفاقاتی که گاهی کاملا بی دلیل هستند اما شاید سرنوشت دلیل محکمی برای این کارش داشته باشد؟....
۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سهشنبه
۱۳۹۰ مرداد ۲۴, دوشنبه
حمله مغولها و مولوی
در نماشوم 512، برنامهی زیبایی داشتیم که همکار عزیزمان آلما تهیه کرده بود. این برنامه بر اساس اپرای عروسکی مولوی ساختهی بهروز غریبپور ساخته شده که بسیار زیباست و از اینجا میتونید بشنوید.
۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه
شب شعر نماشوم 512
شب شعر نماشوم 512 رباعیهای زیبایی از ابوسعید ابوالخیر و باباطاهر شنیدیم. همچنین از شفیعی کدکنی شعر داشتیم و نیز از مینا صادقی. این شب شعر را از اینجا بشنوید:
بنده شوربختانه متن شعرهای خوانده شده را ندارم به جز شعرهای خودم را که در زیر میآید. اگر در روزهای آینده این شعرها را دریافت کردم در همین پست اضافه میکنم:
کودکانه
کودکانگی های مرا
مادری باش
ای مهربان!
تا به پستان بخشایشَت
در بهار
بیاویزم همچون گلی بیقرار
- علی فتحاللهی
بازگشت
چشمهی نیایشهایم پیش از اینها خشکیده است
باران رحمتی نیامد
بیش از اینها به حال خود زاریدهام
تا مگر مرهمی باشد بر درد خشکسالیام
ولی افسوس
فرشتهای نیامد که ما را با خود ببرد
باید زودتر به زمین بازگردم
گندم بکارم
- علی فتحاللهی
مادر
از کنار غربتهای غریب | |
غریق توفان ترس و بیم | |
به سوی کرانهی آرامش | |
که میگریختیم | |
- و هوا چونان همیشه تاریک | |
بود و دریا | |
هنوز نامهربان | |
بود و خانه ناپیدا – | |
تو همیشه آنجا بودی | |
قدمی مانده به خانه | |
به سخاوت فانوس دریایی | |
برای پرندههای بیآشیانه | |
به نور خانهات میهمان میشدیم و | |
به گرمی گفتارت گرفتار | |
اینک اما نشان خانه را | |
از که گیرم در این راه بیسوار | |
اگرباشدم بخت | |
گویدم بازگرد | |
از گودی اینگونه گرداب | |
در این غربت سرد |
- علی فتحاللهی، اتاوا، آبانماه 1385، برای مادربزرگم
۱۳۹۰ مرداد ۲۰, پنجشنبه
۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سهشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)