۱۳۹۰ مرداد ۶, پنجشنبه

نماشوم 510


نماشوم 510 را از اینجا بشنوید یا از اینجا دانلود کنید. در این برنامه گزارش مفصلی از جشنواره‌ی تیرگان در تورنتو، دستور زبان فارسی از عمران صلاحی، کناره‌گیری رهبر حزب نیودموکرات کانادا به دلیل نیاز به شیمی‌درمانی و حادثه‌ی تروریستی در نروژ صحبت شد و موسیقی‌های بسیار زیبایی شنیدیم.

۱۳۹۰ تیر ۳۰, پنجشنبه

نماشوم 509


نماشوم 509 را از اینجا بشنوید یا از اینجا دانلود کنید. در این برنامه در مورد قضیه شنود غیرقانونی تماس‌ها در انگلستان، توفان هفته‌گذشته در اتاوا، جام جهانی فوتبال زنان، اعتبار مطالب موجود در اینترنت و ایمیل و به صورت خاص اعتبار بزرگترین دانشنامه‌ی آنلاین، ویکیپدیا صحبت کردیم و هم‌چنین آلما دوباره با برنامه‌های زیباش در مورد موسیقی به برنامه برگشت.

۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه

شب شعر نماشوم 508


در شب شعر نماشوم 508 با سعدی آغاز کردیم، واحه‌ای در لحظه از سهراب سپهری، دو غزل از ابوبکر ازرقی، شعری از سیمین بهبهانی با صدای خود ایشان، خواب خوب از حمید مصدق، شوخی از علی فتح‌اللهی، چند بیت از سایه و شعر زیر از طاهره‌ی قره العین:

خال به کنج لب يکي، طره مشک فام دو
واي به حال مرغ دل! دانه يکي و دام دو
محتسب است و شيخ و من، صحبت عشق در ميان
چون بکنم مجابشان؟ پخته يکي و خام دو
حامله خم ز دخت رز، باده کشان به گرد او
طفل حرام زاده بين! باب يکي و مام دو
ساقي ماهروي من، از چه نشسته غافلي؟
باده بيار مي بده، نقد يکي و وام دو
مست دو چشم دلربا همچو قرابه پر ز مي
در کف ترک مست بين ، باده يکي و جام دو
از رخ و زلفت اي صنم روز من است همچو شب
واي به روزگار من! روز يکي و شام دو
کشته به تير ابرويت گشته هزار همچو من
بسته به تير جادويت، ميم يکي و لام دو
وعده وصل مي دهي، ليک وفا نمي کني
من به جهان نديده ام، مرد يکي کلام دو

در این برنامه هم‌چنین شعر زیبای زیر خوانده شد که در وبلاگها و ایمیلها گفته می‌شود از سهراب سپهری است:

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

۱۳۹۰ تیر ۲۱, سه‌شنبه

نماشوم 508


نماشوم 508 را از اینجا بشنوید یا از اینجا دانلود کنید. در این برنامه در مورد برگزاری موفقیت‌آمیز پیک‌نیک بزرگ ایرانیان اتاوا و جشنواره‌ی تیرگان در تورنتو صحبت شد و نیز شب شعر نماشوم برگزار شد که در پست جداگانه‌ای به آن خواهیم پرداخت.

۱۳۹۰ تیر ۱۵, چهارشنبه

نماشوم 507


نماشوم 507 را از اینجا بشنوید یا از اینجا دانلود کنید. در این برنامه در مورد هزینه‌های جنگ 10 ساله‌ی آمریکا با تروریزم، ارتباط سیگار با چاقی، موضوع روبنده در اسلام، آمار جالبی در مورد تبریز و چرایی جوک ساختن برای تورکها، پیک‌نیک بزرگ ایرانیان اتاوا و چند موضوع جالب دیگر صحبت شد و موسیقی‌های زیبایی هم شنیدیم.