۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

شب شعر نماشوم 512

شب شعر نماشوم 512 رباعی‌های زیبایی از ابوسعید ابوالخیر و باباطاهر شنیدیم. هم‌چنین از شفیعی کدکنی شعر داشتیم و نیز از مینا صادقی. این شب شعر را از اینجا بشنوید:


بنده شوربختانه متن شعرهای خوانده شده را ندارم به جز شعرهای خودم را که در زیر می‌آید. اگر در روزهای آینده این شعرها را دریافت کردم در همین پست اضافه می‌کنم:

کودکانه

کودکانگی های مرا
مادری باش
 ای مهربان!
تا به پستان بخشایشَت
 در بهار
بیاویزم همچون گلی بی‌قرار

- علی فتح‌اللهی

بازگشت


چشمه‌ی نیایش‌هایم پیش از اینها خشکیده است
باران رحمتی نیامد
بیش از اینها به حال خود زاریده‌ام
تا مگر مرهمی باشد بر درد خشکسالی‌ام
ولی افسوس
فرشته‌ای نیامد که ما را با خود ببرد
باید زودتر به زمین بازگردم
                                      گندم بکارم

- علی فتح‌اللهی

مادر

از کنار غربتهای غریب


غریق توفان ترس و بیم
به سوی کرانه‌ی آرامش


که می‌گریختیم

- و هوا چونان همیشه تاریک


بود و دریا
هنوز نامهربان


بود و خانه ناپیدا –

تو همیشه آنجا بودی


قدمی مانده به خانه
به سخاوت فانوس دریایی


برای پرنده‌های بی‌آشیانه

به نور خانه‌ات میهمان می‌شدیم و


به گرمی گفتارت گرفتار
اینک اما نشان خانه را


از که گیرم در این راه بی‌سوار

اگرباشدم بخت


گویدم بازگرد
از گودی این‌گونه گرداب


در این غربت سرد

- علی فتح‌اللهی، اتاوا، آبان‌ماه 1385، برای مادربزرگم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر